|
صداقت نخستین بخش كتاب عشق است.
|
لا اله الا الله 
خدایا کمکم کن
شکوه ی دل......
ای نوازند ی گیتار عشق بنواز آهنگ یکی بودن را
زمزمه کن آوای تنهای دشت را ....قاصدک ها خبر آمدن ت را نوید می دادند
شاپرک ها صدای پایت را به گوشم رساندند
اهالی بوستان عشق به استقبال ت آمدند
پس قدم بگذار در باغ احساسم........
زندگی شهد گل است زنبور زمان می خورد ش
آنچه می ماند.........عسل خاطره است.
زندگی ....زندگی ......زندگی ..درک این نقطه برایم سخت است


كوجكتر كه بودم فكر ميكردم بارن اشك خداست
ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!!
دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم
اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت
کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم!
آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد
حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند
همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه من مي گفت
خدا دلش گرفته و از دست آدم بدا داره گريه ميکنه......
کاشکي که بارون بزنه
به سقف و ايوون بزنه
کاشکي دلم پر بگيره
شادي رو از سر بگيره
کاش دوباره بارون بياد
رو تن ياس و نسترن
کاشکي بوي خدا بياد
تو کوچه و تو باغ من
.........................
کاش دوباره بارون بياد
ا شک خدا رو ببوسم!
تا که دلم جون بگيره
ا ز غم دنيا.... نپوسم


