تبليغاتX
●◦‡±‡◦●صــــــداقـــت●◦‡±‡◦●
صداقت نخستین بخش كتاب عشق است.

دو داستان کوچولو حتما بخونید و نظرتونو بگین !!

روزي يك مرد ثروتمند، پسر بچه كوچكش را به يك ده برد تا به او نشان دهد

مردمي كه در آنجا زندگي مي كنند چقدر فقير هستند.

آنها يك روز و يك شب را در خانه محقر يك روستايي به سر بردند.

در راه بازگشت و در پايان سفر، مرد از پسرش پرسيد:

«نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟»

پسر پاسخ داد: «عالي بود پدر!»

پرسيد: «آيا به زندگي آنها توجه كردي؟»

پسر پاسخ داد: «فكر مي كنم!»

پدر پرسيد: «چه چيزي از اين سفر ياد گرفتي؟»

پسر كمي انديشيد و بعد به آرامي گفت:

«فهميدم كه ما در خانه يك سگ داريم و آنها چهار تا.

ما در حياطمان فانوسهاي تزئيني داريم و آنها ستارگان را دارند.

 حياط ما به ديوارهايش محدود مي شود اما باغ آنها بي انتهاست!»

در پايان حرفهاي پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر اضافه كرد:

«متشكرم پدر كه به من نشان دادي ما واقعا چقدر فقير هستيم!»

 

دو دوست در بيابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند. يكي به ديگري سيلي زد.
 
 دوستي كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هيچ حرفي روي شن نوشت:
 
« امروز بهترين دوستم مرا سيلي زد».

آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه اي رسيدند و تصميم گرفتند حمام كنند.

ناگهان دوست سيلي خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.

او بر روي سنگ نوشت:« امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد .»

دوستي كه او را سيلي زده و نجات داده بود پرسيد:« چرا وقتي سيلي ات زدم
 
،بر روي شن و حالا بر روي سنگ نوشتي ؟» دوستش پاسخ داد :
 
«وقتي دوستي تو را ناراحت مي كند بايد آن را بر روي شن بنويسي تا بادهاي بخشش
 
 آن را پاك كند. ولي وقتي به تو خوبي مي كند بايد آن را روي سنگ حك كني تا
 
 هيچ بادي آن را پاك نكند.»



+ تاريخ بیست و یکم مرداد 1387ساعت 3 نويسنده ◦●خدیجه●◦ |

جوان ثروتمندی نزد یک روحانی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.

 روحانی او را به کنار پنجره برد و پرسید:

- `پشت پنجره چه می بینی؟`

- `آدم‌هایی که می‌آیند و می‌روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می‌گیرد.`

بعد آینه‌ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید:

- `در این آینه نگاه کن و بعد بگو چه می‌بینی.`

 - `خودم را می‌بینم.`

- ` دیگر دیگران را نمی‌بینی! آینه و پنجره هر دو از یک ماده‌ی اولیه ساخته شده‌اند، شیشه.

 اما در آینه لایه‌ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی‌بینی.

این دو شی‌ئ شیشه‌ای را با هم مقایسه کن. وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می‌بیند

 و به آن‌ها احساس محبت می‌کند. اما وقتی از نقره (یعنی ثروت) پوشیده می‌شود،

 تنها خودش را می بیند. تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره‌ای

 را از جلو چشم‌هایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوست‌شان بداری.`

خانمي3پيرمردجلوي درب خانه اش ديد.

- شما را نمي شناسم ولي اگر گرسنه هستيد بفرماييد داخل.

- اگر همسرتان خانه نيستند، مي ايستيم تا ايشان بيايند.همسرش بعد از شنيدن ماجرا گفت:

 برو داخل دعوتشان کن.

بعد از دعوت يکي از آنها گفت: ما هر 3 با هم وارد نمي شويم.

خانم پرسيد چرا؟

يکي از آنها در پاسخ گفت: من ثروتم، آن يکي موفقيت و ديگري عشق است.

حال با همسرتان تصميم بگيريد کداممان وارد خانه شود.

بعد از شنيدن، شوهرش گفت: ثروت را به داخل دعوت کن.

 شايد خانمان کمي بارونق شود.همسرش در پاسخ گفت: چرا موفقيت نه؟

عروسشان که به صحبت اين دو گوش مي داد گفت چرا عشق نه؟

خانمان مملو از عشق و محبت خواهد شد.

شوهرش گفت: برو و از عشق دعوت کن بداخل بيايد.

خانم به خارج خانه رفت و از عشق دعوت کرد امشب مهمان آنها باشد.

2 نفر ديگر نيز به دنبال عشق براه افتادند. خانم با تعجب گفت:

 من فقط عشق را دعوت کردم!

يکي از آنها در پاسخ گفت: اگر ثروت و يا موفقيت را دعوت مي کرديد،

 2 نفر ديگرمان اينجا مي ماند. ولي هرجا عشق برود، ما هم او را دنبال مي کنيم.

هر جا عشق باشد موفقيت و ثروت هم هست!

 

+ تاريخ هفدهم مرداد 1387ساعت 20 نويسنده ◦●خدیجه●◦ |

 

                                   کوتاهترین راه ها

 

کوتاه ترين راه برای جلوگيری از شکست احتمالی ، مشورت با کسانی است که قبلاً آن راه را رفته اند.

 

کوتاه ترين راه برای داشتن روانی سالم ، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است.

 

کوتاه ترين راه بری اينکه نخواهی چيزی را به خاطر بسپاری ، نگفتن دروغ است.

 

کوتاه ترين راه برای رسيدن به آرزوها ، واقع بين بودن است.

 

کوتاه ترين راه برای غيبت نکردن آن است که عيوب خود را مثل عيب ديگران ، ببينی .

 

کوتاه ترين راه برای داشتن جسمی سالم ، اعتدال در خوردن است ، نه زياد و نه کم.

 

کوتاه ترين راه برای يافتن يک دوست ، توجه به علايق طرف مقابل است.

 

کوتاه ترين راه مبارزه با ترس ، روبه رو شدن با آن ترس است.

 

کوتاه ترين راه برای رهايی از افسردگی ، فکر کردن به چيزهای خوب است.

 

کوتاه ترين راه برای رسيدن به تکامل ، انتقاد پذيريی است.

 

کوتاه ترين راه برای دروغ نگفتن ، شجاع بودن است.

 

کوتاه ترين راه برای آينده نگری ، قناعت است.

 

کوتاه ترين راه برای حسرت نخوردن ، آن است که هميشه در حال زندگی کنی.

 

کوتاه ترين راه برای حل يک مساله ، فهميدن درست صورت مساله است.

 

کوتاه ترين راه برای رسيدن به آرامش ، آن است که کمتر به چيزهايی که نداری فکر کنی.

 

کوتاه ترين راه برای اثبات دوستی ات به يک دوست ، آن است که شنوده خوبی باشی.

 

کوتاه ترين راه برای فاش نساختن راز ديگران آن است که هرگز به رازشان گوش ندهی.

 

کوتاه ترين راه برای تحقير نکردن ديگران اين است که فقط چند لحظه خودت را جای آنها قرار دهی.

 

کوتاه ترين راه برای رسيدن به قدرت واقعی ، تقويت هر چه بيشتر منطق است.

 

کوتاه ترين راه مقابله با دشمنان آن است که هرگز خونسردی ات را از دست ندهی.

 

کوتاه ترين راه غلبه بر مشکلات ، کوچک و ناچيز شمردن آنها است.

 

کوتاه ترين راه برای دانستن يک ارتباط سالم ، داشتن فکر و انديشه سالم و قلب پاک است.

 

موفق باشيد.

 

 

+ تاريخ شانزدهم مرداد 1387ساعت 2 نويسنده ◦●خدیجه●◦

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com