تبليغاتX
●◦‡±‡◦●صــــــداقـــت●◦‡±‡◦●
صداقت نخستین بخش كتاب عشق است.

صداقت گوهر گرانبهایی است که صاحب خود را همیشه به مقصد میرساند.

صداقت شرط اصلی اعتماد است.

صداقت را تنها نباید بر زبان جاری نمود بلکه باید در گفتار پدیدار نمود.

صداقت را تنها نباید بر چشم ها جاری نمود بلکه باید در دیدار پدیدار نمود.

صداقت را تنها نباید بر گوشها جاری نمود بلکه باید در شنیدن پدیدار نمود.

صداقت را تنها نباید بر دست ها جاری نمود بلکه باید در  عمل پدیدار نمود.

صداقت را تنها نباید بر پاها  جاری نمود بلکه باید در  طریقت پدیدار نمود.

باید با صداقت اندیشید ،  با صداقت شنید ، با صداقت دید ، با صداقت عمل نمود

  وبا  صداقت  طی طریقت نمود.

 

این عبارت روی سنگ قبر یک کشیش انگلیسی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است:

              جوان که بودم خیال داشتم دنیا را عوض کنم، مسن تر و عاقل تر که شدم فهمیدم که:

                   دنیا عوض نمی شود، بنابراین توقع ام را کم کردم و تصمیم گرفتم

              به عوض کردن کشورم قناعت کنم، ولی کشورم هم خیال نداشت عوض شود،

              به میان سالی که رسیدم، آخرین توانایی هایم را بکار گرفتم که فقط خانواده ام

                     را عوض کنم، ولی پناه بر خدا آنها هم خیال نداشتند عوض شوند.

          اینک که در بستر مرگ آرمیده ام ناگهان دریافته ام که اگر فقط خود را عوض می کردم،

             خانواده ام هم عوض می شد و با پشتگرمی آنها می توانستم کشورم را عوض کنم

                     و خدا را چه دیدید شاید حتی می توانستم دنیا را هم عوض کنم!

     

+ تاريخ سی ام مرداد 1387ساعت 13 نويسنده ◦●خدیجه●◦ |

بازم واسه بازی دعوت شدیم از طرف میلاد

راستش این بازی هم آسون و هم سخت حالا زیاد سخت که نه اما نرمال ......

بازیه باحالی هم هستش.........خوشمون اومد...

بماند حالا منو مهناز جوووون سعی کردیم اون چیزایی رو که هر دوتامون خوشمون میاد رو بنویسیم

نقاط مشترک................

خوب حالا بازی شروع شد .....یک ..... دو ..... سه

۱۰ تا چیزایی که خوشمون میاد:

۱. خدا       ۲. بابا و مامانمون    ۳. معدل ۱۹ به بالا     ۴. انترنت و وبلاگ   

 ۵. بیرون رفتن و خرید

۶. تیم پرسپولیس    ۷.نقاشـــــی    ۸. كشف كردن     ۹.جهانگردی  

 ۱۰..خودمون(اره از خودمون خوشمون میاد غرور نیست ها)

۱۰ تا چیزی که بدمون میاد:

         ۱. وقتی حقمون ضایع بشه         

۲.کسی که کاری کرده باشه و معذرت خواهی نکنه

    ۳. امتحان های پشت سر هم گرفتن    ۴.بی احترامی کردن     

       ۵ ۰ کسی با اعصابمون بازی کنه خیلی بدمون میاد          

    ۶.از کثیفی    

۷.از سوسک و موش و خلاصه حشرات خیلی خیلی بدمون میاد

۸و۹و۱۰ هیچی به ذهنمون نرسید  خیلی فک کردیم  

۱۰ نفر از دوستان هم:

۱.همه ی شما دوستای ما هستین و واسه اینکه کسی ناراحت نشه گفتیم کسی روانتخاب نکنیم

چون همتونو دوست داریم...... 

 

+ تاريخ بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 13 نويسنده ◦●خدیجه●◦ |

سلام دوستان ......خوبین......چه خبرا.........

خوب ما هم از طرف شیوا جون واسه بازی دعوت شدیم......

راستش ما دوتامون فیلمای ایرانی کم نگاه نمیکنیم و بازیگراشو زیاد نمیشناسیم

اما حالا ما بازیگرای خارجی رو مینویسیم....

اشکال نداره ........مگه نه....

باشه هر دوتاشو مینویسیم....

بازیگران زن مورد علاقه :

۱.آنجلینا جولی  ۲.جسیکا آلبا  ۳. شیلا خداداد  ۴. هدیه تهرانی ۵. مهناز افشار

بازیگران مرد مورد علاقه:

۱. براد پیت  ۲. محمد رضا گلزار  ۳.امین حیایی۴. حمید گودرزی ۵. لیوناردو دی کپریو

فیلم های مورد علاقه :

خیلی فیلما خوشمون میاد که اسماشون یادمون نیست...اما :

۱. نور    ۲.تایتانیک  ۳. ترانه مادری   ۴.Charmed 

۵.میم مثل مادر

خیلی واسمون مشکل بود که فقط ۵نفر ازدوستا رو انتخاب کنیم اما حالا شانسی...

۱.رونیکا (دلکده) ۲. مهدیه (ساحل نشین قلب تو)  ۳. پریا ( نیاتوووو)  ۴. طناز (فصل عاشقی )

۵ . غزل (عاشقانه)

 

+ تاريخ بیست و ششم مرداد 1387ساعت 4 نويسنده ◦●خدیجه●◦ |

 

عجیب ترین امتحان دنیا

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم

 به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.

 اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند

و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند

 استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.

آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت

لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم

 تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم،

به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فکری کرد

و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو

 روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و

 به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....

آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت.

سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....

سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی

 پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:

« کدام لاستیک پنچر شده بود؟»

+ تاريخ بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 5 نويسنده ◦●خدیجه●◦ |

 If you should die before me, ask if you


could bring a friend 

 

اگر تو خواستی قبل از من بميری

  بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه .

 


 If you live to be a hundred 
I want to live to be


a hundred minus one day so I never have to live

 
.without you

 

اگر می خوای صد سال زندگی کنی

 من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم

 چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم.
  


 True friendship is
like sound health


the value of it is seldom known


until it is lost

 

دوستی واقعی مثل سلامتی هست

 ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بديم نمی دونيم. 

 

 A real friend is one who walks in


when the rest  of the world walks out


يک دوست واقعی اونی هستش که وقتی مياد

 که تموم دنيا از پيشت رفتن. 

 


 Don't
walk in front of me


I may not follow  Don't walk behind me


I may not lead Walk beside me and


be my friend


 
جلوی من قدم بر ندار،  شايد نتونم دنبالت بيام.

 پشت سرم راه نرو، شايد نتونم رهرو خوبی باشم.

 کنارم راه بيا و دوستم باش. 


  


 Friends are God's way of taking care of us
 

دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن.

+ تاريخ بیست و دوم مرداد 1387ساعت 5 نويسنده ◦●خدیجه●◦ |

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com