|
صداقت نخستین بخش كتاب عشق است.
|
دو مرد، در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند.
می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ
آنرا به دریاچه پرتاب می کرد.
ماهیگیر با تجربه، از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی ها را از دست می دهد
بسیار متعجب بود. لذا پس از مدتی از او پرسید:
- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا چه پرت می کنی؟
- مرد جواب داد: آخر تابه ی من کوچک است!
گاهی ما نیز همانند این مرد، شانس های بزرگ، شغل های بزرگ،
رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم.
چون ایمانمان ضعیف است.
ما، به مردی که تنها نیازش، تهیه یک تابه ی بزرگتر بود می خندیم،
اما نمی دانیم که تنها نیاز ما نیز، آنست که ایمانمان را افزایش دهیم.
خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد.
این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل، از آنچه خداوندبر سر راهت قرار می دهد
استفاده کنی. هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست.
![]()
![]()

![]()
![]()
واژگون كند. انگاه تو از كمین مار پر گشودی . گنجشك خیره در خدایی خدا بود.
خدا گفت ” و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو
ندانسته به دشمنی ام بر خاستی.
های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد.